داستان جالب مردی فقیر

عصبانی شد و به خدا گفت :” خدایا من گفتم گره ام زندگی را باز کن نه گره کیسه ام را ”

و با عصبانیت تمام مشغول به جمع کردن گندم از لای سنگ ها شد که ناگهان چشمش به کیسه ای پر از طلا افتاد. همانجا بر زمین افتاد و به درگاه خدا سجده کرد و از خدا به خاطر قضاوت عجولانه اش معذرت خواست.

 

"<<حالا قصدم از ارسال این پست این بود که خواهشآ در مورد یکدیگر قضاوت عجولانه نکنیم که خدایی نکرده بخواهیم شرمنده یکدیگر شویم...

در ضمن این پیرمرد  از دست خدا عصبانی شد اما اگر همه ما خدایی نکرده به هم تهمت بزنیم و یا غیبت کنیم و یا ...   این حق الناس میشه حالا خدا ارحم الرحمین هست حق الله را می بخشد اما فکر نکنم کسی حق الناس را ببخشد پس بیشتر مواظبت کنیم.>>"

 

با تشکر مدیریت وبلاگ جالب           

/ 20 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنیان

سلام بله درسته کاملا حق با شماست. ممنونم که هر از گاهی با مطالبتون باعث میشید کمی بیشتر به رفتار و کارهامون فکر کنیم... موفق باشید

فریبا

سلام خیلی زیبا و جالب بود[گل]

همنشین

سلام داستان زیبا و تامل برانگیزی بود اما مشکل ماها اینه که این داستان ها عبرت همیشگی نیست برامون و مقطعی هست. چون که زود یادمون میره و دوباره بر میگردیم سر خونه اولمون[اوه] راستی اقای جالبناک به روزم

mina

سلام ممنون از یادآوریتون.ولی من هروقت این داستان رو میشنوم با خودم فکر میکنم این قضیه 1 امتحان از طرف خدا بوده و اون مرد فقیر باید به جای شادی دنبال صاحب طلا بگرده چون اینم 1 مدل حق الناسه.

حدیث مهرآور

سلام جان خودم وقتی من میخوام مثه یه بچه ی خوب برا شما نظر بزارم و گیر ندم بازم قسمت نمیشه! میگم چرا؟ آخه بنده خدا، کسی که میخواد یه مطلبی رو از دیگران بخواد اول نگاهی به خودش میندازه ببینه خودش چه جوریه! اولا که مگه مسابقه ایی چیزی هست که من خبر ندارم؟ اگه هست فورا به من، البته لطفا ، مخابره کنید تا سریعتر با تمام توانم به روز بشم! یادتون نره هااااااااااااااااا دوما برا اینکه یادتون بمونه بدون اینکه چیزی رو بدونید،حرفی نزنید،در واقع تهمت نزنید، حتما سری به حدیث مهرآور بزنید تا بدونید چرا دیر به روز شده! سوما مطلب قبلی هم خوندم، سرکاریه جالبی بود! دولت که مسئول سرکار رفتن ماها نشد،خدا خیرتون بده که ما رو میزارید سرکار! حالا کی بیاییم دستمزدمون رو بگیریم؟؟؟

بشری

خدایا ! اندکی صبر ، اندکی تحمل ، اندکی جنبه ، اندکی اندیشه ، اندکی ایمان ، اندکی تقوا و اندکی توکل عطا کن ...

یه دوست

چالب بود ولی شما هم وقتی در مورد کل خانم ها صحبت می کنید غیبته!!!!!!!!

A M I R

دكتر شريعتي ميگه: مرا همواره آگاه و هوشيار دار تا پيش از شناختن درست و كامل-كسي يا فكري-مثبت يا منفي قضاوت نكنم

مریم

زیبا بود.

مهیار

سلام زیبا بود و عمیق[گل]