اگه زن شما رئیس تان بشود...

اگر یکروز ، تقاضای چند روز مرخصی نمایید ...

واکنش همسر/رئیس شما : چرا تقاضای مرخصی کردی ؟ دیگه چه اتفاقی برات افتاده ؟ جایی می خوای بری ؟ کجا می خوای بری ؟ چرا می خوای بری ؟ با کی می خوای بری ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !

اگر یکروز در پرونده هایی که زیر دست شماست ، اشتباهی رخ دهد ...

واکنش همسر/رئیس شما : چرا این اشتباه رو مرتکب شدی ؟ چرا توی کارت دقت نکردی ؟ چرا چند وقته که بی دقت شدی ؟ چرا اینقدر حواست پرته ؟ انگار که فکر و ذکرت یه جای دیگست ؟ حواست کجاست ؟ هوش و حواست پیش کیه ؟ به کی داشتی فکر می کردی ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !

 

اگر یکروز ، بعنوان کارمند نمونه اداره معرفی شوید ...

واکنش همسر/رئیس شما : از صمیم قلب بهت تبریک می گم . تو بعنوان کارمند نمونه شناخته شدی . حالا بگو ببینم ، چی شد که یکدفعه اینقدر عوض شدی ؟ چی باعث شده که اینقدر خوب کار کنی ؟ انگیزت برای خوب کار کردن چی بوده ؟ مشوقت کی بوده ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !

اگر یکروز بخواهید از کارتان استعفا دهید ...

واکنش همسر/رئیس شما : چرا می خوای استعفا بدی ؟ مگه اتفاقی افتاده ؟ پس مخارج زندگی رو چطوری می خوای تامین کنی ؟ مگه شغل بهتری پیدا کردی ؟ چه شغلی ؟ کی برات پیدا کرده ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !

 

امیدوارم که با خواندن این مطلب ، به عمق فاجعه پی برده باشید ! پس به شما توصیه می شود که یا زوجه ای که رئیس باشد اختیار نکنید ، یا نگذارید که خانومتان رئیس شما بشود ، و یا اگر هم یک زمانی خدایی نا کرده ، روم به دیوار ، خانوم شما رئیستان شد ، سریعا و بدون هیچگونه معطلی ، از محل اداره متواری شوید و به دنبال یک شغل دیگر بروید !..

 

/ 36 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صورت زخمی

گاه دلتنگ می شوم دلتنگتر از همه دلتنگی ها گوشه ای می نشینم و حسرت ها را می شمارم و باختن ها را، و صدای شکستن ها را،.... نمی دانم من کدام امید را، نا امید کرده ام... و کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیده ام که اینچنین دلتنگم

سارا

واي چه باحاله اگه ما خانما رئيس آقايون باشيم من كه حسابي حالشونو ميگيررم، خصوصا با بقيه زنا هماهنگ ميكنم و حسابي مردارو تو منگنه ميزارم تا دست از پا خطا نكنن. مثلا تو ساعات اداري نرن مرخصي ساعتي كه معلوم نيست كجا ميرن؟؟ [قهقهه][قهقهه][خنده][خنده]

سارا

واي چه باحاله اگه ما خانما رئيس آقايون باشيم من كه حسابي حالشونو ميگيررم، خصوصا با بقيه زنا هماهنگ ميكنم و حسابي مردارو تو منگنه ميزارم تا دست از پا خطا نكنن. مثلا تو ساعات اداري نرن مرخصي ساعتي كه معلوم نيست كجا ميرن؟؟ [قهقهه][قهقهه][خنده][خنده]

آذین پارسا

سلام... خیلی بامزه بود[نیشخند] کلی خندیدم.گرچه خانمهاهمیشه ودرهمه حال رییسن ونیازی نیست که حتماتواداره ریاستی روبه دست بیارن.[چشمک] ولی بااین حال این فقط یه طنزه ویقیناتوی زندگی اینطوری نست وزنهاهم اینقدرحساس نیستن. به نظرمن شرط اول یک ازدواج اعتماده وزنی که قراره نسبت به همسرش بی اعتمادباشه همون بهترکه باهاش ازدواج نکنه[خرخون][گل] به منم سربزنین خوشحال میشم صدای پاتون طنین اندازسنگفرش کلبه ی محقرم باشه.اگرمایل به تبادل لینک هم بودین بگین. شادوپیروزباشین[خداحافظ]

سید علیرضا رئیسی

با سلام و عرض ادب و احترام مطالب جالبی دارید دل انگیز و سازنده است مثل یک شمع نصفه می سوزم زندگی را که دود خواهم کرد تو به قله رسیده ای اما من به دره صعود خواهم کرد! از جنونت به شعر می چسبم در خودم ذره ذره می میرم بی تو اثبات می کنم خود را حکم ها را به فرض می گیرم! درد را می کشم در آغوشم مثل سیگار های در جیبم می خورم زخم بغض هایم را از تو و مارهای در جیبم تیر یادت به مغز من خورد و در سرم خاطرت قدم می زد یاد تو مثل تلخی دارو باز حال مرا به هم می زد قرص هایم یکی یکی من را خودکشی می کنند و می میرم روی یک تخت خواب خواب آلود بی تو در انتظار آژیرم این دسته [گل] هم برای شما سید علیرضا رئیسی گرگانی

hossein

وبت عالیه به وبلاگم سر بزن

حميد

امان از دست اي زنا رئيس مون نباشن پدرمونو در مي آرن حالا چه برسه به اينكه رئيسمونم بشن.وااااااي چي ميشه[وحشتناک]

ستایش

اوووووووووووووووووووووه دیگه توهین نشنوم ها. فکر کردن کی هستن.برین کار کنین پول در بیارین ما هم میریم ول خرجی.[قهقهه] راستی با سارا جوووووووووون موافقم یک چوب هم میگیریم دستمون اگه کار نکنین اینقدر میزنیمتون که عزرائیل پاشه بیاد در خونتون. شیفم شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[ابرو]