اسم رستوران

دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و ۲۰ قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن.
پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.»
پیرمرد دوم: «اِ… چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا… اسم رستوران چی بود؟»
پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره ای هست، پرهای بزرگ و خوشگلی داره، خشکش می کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه می دارن، اسمش چیه؟»
پیرمرد دوم: «پروانه؟»
پیرمرد اول: «آره!» بعد با فریاد رو به پیرزنها: «پروانه! پروانه! اون رستورانی که دیروز رفتیم اسمش چی بود؟!!!»

/ 6 نظر / 17 بازدید
پرنیان

سلام پست های جدیدی که دارید یه تغییر خوب کرده ... جالب بود، موفق باشید...[لبخند]

غزاله

سلام عزیزم وبلاگ خوشگلی داری بازم بهم سر بزن خوشحال میشم

سحابی

[نیشخند] به منم سر بزن با روشنفکری به روزم

صبا

سلام با" بدون شرح" به روزم.

شبيخون

سلام ميگم قديم ترا مطلباتون با مزه تر بود خسته نباشيد