تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٩ | ٥:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : غریبه ی آشنا

یک روز ملا به گرمابه رفته بود تعدادی جوان که در آنجا بودند تصمیم گرفتند سر بسر او بگذارند به همین جهت


هر کدام تخم مرغی با خود آورده بودند و رو به ملا کردند و گفتند:

 

ما هر کدام قدقد می کنیم و یک تخم میگذاریم اگر کسی نتوانست باید مخارج حمام دیگران را بپردازد!

 

ملا ناگهان شروع کرد به قوقولی قوقو!

 

جوانان با تعجب از او پرسیدند ملا این چه صدایی است بنا بود مرغشوی!

 

ملا گفت : این همه مرغ یک خروس هم لازم دارند!



  • مرکز متن
  • اس ام اس دون
  • کارت شارژ همراه اول