دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد،

 زیرا با وجود این که پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است، امّا حلق بسیار کوچکى دارد.

دختر کوچک پرسید: پس چه طور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکیغیرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید

[ ۱۳٩۱/٢/٢۸ ] [ ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ] [ ] [ نظرات () ]

 


1-کسانی که به طرف عقربه های ساعت امضاء می‌کنند انسان‌های منطقی هستند.

۲کسانی که بر عکس عقربه‌های ساعت امضاء میکنند دیر منطق را قبول می‌کنند و بیشتر غیر منطقی هستند.

۳کسانی که از خطوط عمودی استفاده میکنند لجاجت و پافشاری در امور دارند.

۴کسانی که از خطوط افقی استفاده میکنند انسان‌های منظّم هستند.

۵کسانی که با فشار امضاء می‌کنند در کودکی سختی کشیده‌اند.

۶کسانی که پیچیده امضاء می‌کنند شکّاک هستند.

۷کسانی که در امضای خود اسم و فامیل می‌نویسند خودشان را در فامیل برتر می دانند.

۸کسانی که در امضای خود فامیل می‌نویسند دارای منزلت هستند.

۹کسانی که اسمشان را می‌نویسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصیت خود را نشناخته‌اند.

۱۰کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء می‌کنند، کسانی هستند که میخواهند به قله برسند

اما مهم ترین گروه :

۱۱- کسانی که الان دارن روی برگه امضا میکنند بسیار کم حافظه هستند که یادشون نیست امضا شون چه شکلیه!!!

 

[ ۱۳٩۱/٢/٢٥ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ ] [ نظرات () ]

گاهی شایعاتی از گوشه و کنار شنیده می‌شود که در بعضی خانواده‌ها، تبعیضاتی میان دختران وپسران اعمال می‌شود و عده‌ای هم در این میان اقدام به مظلوم‌نمایی و نشر اکاذیب می‌کنند!

جهت اثبات این مدعا بهتر است به توضیحات زیر مراجعه کرده و از کم‌وکیف ماجرا مطلع شوید. لازم‌به‌ذکر است که وجود هرگونه تبعیض در این مورد کاملاً تکذیب شده و برتر دانسته شدن هر یک از فرزندان(اعم از دختر یا پسر) نسبت به دیگری، دروغی بیش نمی‌باشد.

 

بقیه کاریکاتور ها در ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٢/۱٤ ] [ ٩:٤٧ ‎ق.ظ ] [ ] [ نظرات () ]

 

از 3 نفر هرگز متنفر نباش :
فروردینی ها، مهری‌ها، اسفندی ها
... چـون بهتـرینند

... 3 نفر رو هرگز نرنجون:
اردیبهشتی ها ، تیری ها ، دی ـی ها
... چـون صادقند

3 نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت برن:
شهریوری‌ ها ، آذری‌ ها ،آبانی ها
... چـون به درد دلت گوش میدند

3 نفر رو هرگز از دست نده:
((مرداد ی ها )) ، خردادی ها ، بهمن ـی ها
... چـون دوست ِ واقعی اند

 

در نتیجه همه خوب هستند بستگی داره خودت چقدر خوب هستی!!!!!

 

 

[ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ] [ ] [ نظرات () ]

رازهای موفقیت

درس نخوانید. هیچکس از درس خواندن به جایی نرسیده به جز علی دایی.

از کودکی معاملات زمین و مسکن را جدی بگیرید، همه که قرار نیست از دزدی به جایی برسند.

یک پدر پولدار برای خود دست و پا کنید. از همان روز اول در بیمارستان با تطمیع پرستار و یک جابجا کردن ساده ی دستبندهایتان یک عمر آسوده باشید، بگذارید برای یک بار هم که شده یک بچه آریستوکرات دنبال معنویت بدود.

اگر پدرِ پولدار نشد لااقل یک زن یا شوهر مایه دار برای خود دست و پا کنید. یادتان باشد فیلم های هندی و آبگوشتی را برای شما ساخته اند و هنوز که هنوز است فلاسفه بر سر مفهوم عشق و زیبایی با هم دست به یقه اند اما بر سر مفهوم پول کسی شک ندارد.

بلوف بزنید. به هرکس می رسید بگویید شرکت زده اید و فلان پروژه را در دست انجام دارید. یادتان باشد یک بلوف زن موثر و بجا از یک رزومه پر و پیمان (c.v.) مفیدتر است.

حتا اگر خال زشتی هم روی صورتتان دارید با «محمد رضا شریفی نیا» طرح دوستی بریزید. هر ماه ، پنج فیلم از شما اکران می شود و یک شبه از علافِ محله «قازقُل آباد» تبدیل به سوپراستار دست نیافتنی می شوید.

شما فقط ششصد میلیون تومان تا موفقیت فاصله دارید. آن را تهیه کنید بعد فیلم بسازید. اگر هیچ تلاشی نکنید حتما پرفروش ترین خواهد شد. راستی ، فکرش را نکنید کارتِ کارگردانی هم با کارت سوخت می آید دم منزلتان.

اگر حتی توی بیابان های جاده ی قم یا در اعماق کویر نمک یک تکه زمین دارید دیگر لازم نیست کاری بکنید ، ثروت و موفقیت در چنگال شماست.

لازم نیست پدربزرگ خیلی پولداری برای خود تهیه کنید کافیست فقط یک خانه ی کلنگی حوالی کولی آباد داشته باشد ، بسِ تان است. اول پدربزرگ مهربان را به خانه ی آخرت راهنمایی کنید. سپس خانه را بکوبید و با چند فرغون بتُن ، پی ریزی کنید و چند تا ستون لاغرتر از گردن مرتاض های هندو را هم عَلَم کنید و تیغه بزنید و آن را متری (قیمت پایه) یک میلیون و سیصد معامله کنید. همیشه به خاطر داشته باشید در زلزله تهران خشک و تر با هم می سوزند و هرچه بسازید« کُن فیَکون » خواهد شد پس خرج بیخود نکنید.

تولیدی« خنزر پنزر » بزنید. مثلا زیر کفش بسازید نه خود کفش. کفش را چینی ها می سازند.

در یک شرکت دولتی استخدام شوید. از هرکس به دستتان رسید پله ای بسازید و پله پله بالا، بالاتر و به ملاقات خدا بروید .در ضمن به یاد داشته باشید کسی که نخواهد بالا برود غیرمستقیم قبول کرده نردبان این و آن باشد.

در مسابقات فوتبال سالنی جام رمضان شرکت کنید و هرچیز و هرکس را که دیدید «دریبل» بزنید. توجه داشته باشید که برای کار تیمی به کسی پول نمی دهند.برای مطالعه بیشتر در این خصوص فیلمهای علی کریمی را ببینید.

اگر هیچ هوش و استعدادی ندارید لااقل کُشتی بگیرید. برای فتیله پیچ کردن یا اجرای «سَگَک دوبل »که نباید استعداد خدادادی داشت، «خر زور بودن» کفایت می کند. یکی دو سال کشتی بگیرید بعد کاندیدای شورای شهر بشوید.

در خیابان استاد نجات اللهی، مغازه ی فروش کارت تبریک های ژیگولی وعروسک پشمالو بزنید. از فروش قبل از روز «‌وَلِنتاین» به نان و نوایی می رسید.

جعل سند کنید و آرم طرح ترافیک دولتی بگیرید و دانه ای پانصد تومان آزاد بفروشید. وقتی هم گند قضیه درآمد راست راست برای خودتان در اداره راه بروید و به چشم همکارانتان زُل بزنید، آنقدر زل بزنید که آنها به خودشان شک کرده و در پایان وقت اداری خود را به اولین پاسگاه کلانتری معرفی نمایند.

[ ۱۳٩۱/٢/٧ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ] [ ] [ نظرات () ]

مصاحبه با یک دانشجوی خیل خیلی موفق

مصاحبه کننده : شما صبح ها معمولا چه کاری انجام می دهید ؟

دانشجو : صبح که از خواب بیدار می شم وبگردی میکنم.
مصاحبه کننده : بعد از ظهر چطور ؟
دانشجو : این که پرسیدن نداره. خوب معلومه وبگردی میکنم.

مصاحبه کننده : و شب ها ؟
دانشجو : وبگردی میکنم دیگه.
مصاحبه کننده : پس چه زمانی درس می خوانید ؟
دانشجو : زمانی که وبگردی نمیکنم.
مصاحبه کننده : پس زمان هایی هم هست که وبگردی نمیکنید.
دانشجو : نه ، زمانی نیست که وبگردی نکنم.

مصاحبه کننده : پس منظورتون اینه که درس نمی خونید ؟
دانشجو : چرا میخونم.
مصاحبه کننده : میشه خیلی واضح بفرمایین کی درس میخونین؟
دانشجو: توی وبگردی هام یه وقتایی ناخواسته و از روی بدشانسی به وبلاگای درسی برمی خورم. و باز هم متاسفانه تا زمانی که بخوام اون وبلاگ را ببندم، چشمم به یکی دو تا از جمله ها میخوره و با این روش تقریبا روزانه پنج جمله ی ناخواسته یاد می گیرم.

[ ۱۳٩۱/۱/۳۱ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ] [ ] [ نظرات () ]

پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت:«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».
تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد،اما هیچ یک ندانست.
تنها یکی از مردان دانا گفت :که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند.
اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید،پیراهنش را برداریدو تن شاه کنید،شاه معالجه می شود.
شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.
آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردندولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند.حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.
آن که ثروت داشت، بیمار بود.آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد،یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی
داشت.یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند.خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.
آخرهای یک شب،پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد می شدکه شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید.
« شکر خدا که کارم را تمام کرده ام من آدم خوشبختی هستم،همسرو فرزندانی نیکو دارم، کسی را نیازرده ام،
سالم هستم،سیر و پر غذا خورده ام و می توانم دراز بکشم و بخوابم و سرپناهی دارم،
چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟»
پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که بروند داخل و پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر
بخواهد بدهند.پیک ها برای گرفتن پیراهن مرد توی کلبه رفتند،اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!.

[ ۱۳٩۱/۱/٢٤ ] [ ٩:٥٩ ‎ق.ظ ] [ ] [ نظرات () ]

۴- از دیگر شباهتهای موجود میان این دو قشر آسیب پذیر جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدین معنا که هر پسری پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگی در خانه پدری را می فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو می کند که ای کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر می برد و ایضا خودش را نیز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهای شیرین را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک دیگر کسی غذای مفت به او نمی دهد ، لباسهایش را نمی شوید و اتو نمی زند ، کسی نازش را نمی کشد و … و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهای شخصی اش و نیز کارهای چند نفر دیگر می باشد !

۵- از دیگر شباهتها می توان به این نکته اشاره کرد که اکثر سربازی رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در این ایام ، هر روز به اندازه یکسال برای آنها می گذرد و ثانیه ها حکم ساعت را پیدا می کنند که به احتمال زیاد دلیل آن ، مواردی مشابه موارد فوق می باشد .

۶- و در نهایت اینکه چند ماه پس از آنکه کارت پایان خدمت یا قباله ازدواج را دریافت کردید ، صدای خواندن این شعر معروف در گوشتان خواهد پیچید که : ( گول خوردی آی گول خوردی ! ) زیرا آن موقع است که تازه دوزاریتان جا می افتد که با این کارت و قباله نه کاری به آدم می دهند و نه وام ازدواج و نه خیلی از چیزهای دیگر که شما را به بهانه آنها در این راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهید شد که تنها مورد استفاده ای که برای شما خواهند داشت این است که می توانید از آنها برای امانت دادن به کلوپ جهت کرایه فیلم استفاده نمایید!!

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٧ ] [ ٩:٤٤ ‎ق.ظ ] [ ] [ نظرات () ]

شباهتهای میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی برای آقایان :

۱- چه در خدمت سربازی و چه در زندگی زناشویی ، چه بخواهی و چه نخواهی کچل خواهی شد و یا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته این کچلی در خدمت سربازی توسط ماشین اصلاح و در زندگی مشترک توسط عواملی چون : استرس شدید ، سوء تغذیه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهیتابه روغن داغ روی سر و … صورت می گیرد ! نا گفته نماند که این کچلی در آقایان به نسبت نوع مو ، جنس ریشه مو ، عوامل ارثی و … متفاوت است ولی به هر حال به قول معروف : دیر و زود داره ولی بالاخره هممون کل پا می شیم !

۲- شباهت بعدی در زمینه داشتن فرمانده و بعبارتی ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و یا منزل مسکونی مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردی یک فرمانبردار بی چون و چرا محسوب می شود که اگر طالب جان و سلامتی جسمی و روحیش می باشد ، باید تمام فرامین فرمانده و یا همسر خود را بر روی تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطی از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخی جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازی ) و افتادن توی سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توی چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بیرون ، گشنگی و تشنگی کشیدن و … ( در زندگی زناشویی ) نخواهد داشت !

۳- شباهت سوم در این نکته اقتصادی خلاصه می شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، میزان پولی که در آخر برج به دست او خواهد رسید ، فقط به میزانیست که کفاف بر طرف کردن نیازهای اساسی او را بدهد و چیزی جهت پس انداز کردن و یا خرج کردن در زمینه هایی غیر از نیازهای اساسی نخواهد ماند و در این میان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بریزند ، فرقی به حال فرمانده یا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثیری در جهت افزایش مستمری آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا یکی باید کار کنه تا اون یکی حال کنه!

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٥ ] [ ٩:٥٢ ‎ق.ظ ] [ ] [ نظرات () ]

سلام

هم گردانی های عزیز از بعضی از دوستان از مطالب من خسته شده اند...که جای تعجب هم نداره!!

اگه عیب و نقصی دیدید حتما به خودم نقد کنید خوشحال میشم ... و الان درصدد درست کردن ابن وبلاگم البته در حد توانایی های خودم!!

و الان یه کتاب را معرفی میکنم که شاید الان یا شاید هم بعد به دردتون بخوره !!لبخند

 

 

کتاب - کتاب خواندنی و شناخته​شده «مردان مریخی ، زنان ونوسی» جزء پرفروش​ترین کتاب​های روانشناسی برای پنجاهمین بار از سوی انتشارات ذهن​آویز روانه بازار نشر شد.

 

 

 

 

 

 «مردان مریخی ، زنان ونوسی» نوشته جان گری با ترجمه مهدی قراچه داغی برای پنجاهمین بار روانه بازار نشر شد تا این کتاب مشهور حوزه روانشناسی همچنان جزء پرفروش ترین آثار ترجمه در کشور ما نیز محسوب شود.

 

این کتاب سالهاست در سراسر دنیا مخاطبان زیادی دارد و به 50 زبان زنده دنیا نیز ترجمه شده است؛ کتابی که ضمن بازگویی تفاوت های زن و مرد به ارائه راه حل هایی ساده برای لذت بردن بیشتر از زندگی زناشویی و بهبود روابط زن و شوهر می پردازد.

 

نویسنده این کتاب معتقد است در زمانهای بسیار دور مردان از سیاره مریخ و زنان ازسیاره ونوس به زمین آمده اند. آنان سالها در کنار هم زندگی کردند وب ه مرور زمان ازیاد بردند که از دو سیاره مختلف آمده اند و با هم تفاوتهای زیادی دارند و این تفاوتهای آنهاست که آنها را به هم جذب می کند اما همین تفاوتها بوجود آورنده مشکلات است؛ مشکلاتی که امروزه در زندگی زناشویی زیاد دیده می شود. وقتی زن و مرد تفاوت هایشان را بشناسند و آنها را رعایت کنندعشق شکوفا می شود.
 

 

مترجم کتاب نیز می گوید: «بی سیاستی همسران و ضعف مهارت‌های ارتباطی که اینها ناشی از بی‌توجهی به تفاوت‌های زن و مرد، عدم تسلط به مهارت‌های گفتگو و محاوره و نیز ناهم‌خوانی‌های فرهنگی و ... از دلایل اختلاف بین آن است و اینکه زن و مردی که نخست زندگی را با عشق شروع می‌کنند، بعد برای نگه داشتن شرایط مطلوب و گرمای خانواده، مهارت کافی را ندارند.»

 

 

در بخش هایی از این کتاب می خوانیم:


یکی از مشکلات اصلی در روابط این است که آقایان بلد نیستند درست به صحبت خانم ها گوش بدهند وقتی خانمی در حال گله و شکایت است و ابراز ناراحتی و یاس می کند شدیدا از اندرز و نصیحت خودداری کنید بلکه فقط گوش کنید و با او همدردی کنید.


مردان به غار خود می روند و زنان حرف می زنند: مردها وقتی ناراحت می شوند در خود فرو می روند و به تنهایی احتیاج دارند، پاپیچ آنها نشوید. زن ها وقتی ناراحتند دوست دارند صحبت کنند به حرفهاشان گوش کنید و در مورد بحثی که مطرح می کنند از آنها سوال کنید تا بدانند به موضوع علاقمند هستید. بهترین کار برای خانم ها این است که به آنها توجه کنید، ابراز عشق کنید و برایشان هدیه بگیرید. برای آقایان بهترین کار این است که از آنها قدردانی کنید و نشان بدهید که مایه افتخار شما هستند.


مردان به کش شباهت دارند: نباید تمام مدت به مرد محبت کرد و نزدیکش بود، خسته و دلزده می شود اگر زمانی مرد شما از شما فاصله گرفت دنبالش نروید خودش بر می‌گردد او به اعتماد شما نیاز دارد؛ دائم مثل یک مامور همراه او نباشید.


زن ها به موج شباهت دارند:  زن ها ممکن است بدون دلیل ناراحت باشند در حقیقت وقتی به اوج شادی برسند بعد آرام آرام ناراحت بشوند. باید اجازه داد تا انتهای ناراحتی بروند و حس خود را تخلیه کنند، هرگز آنها را سرزنش نکنید فقط شنونده باشید. در واقع زن هم مانند مرد یک چرخه عاطفی دارد که بیشتر شبیه امواج دریاست. وقتی زن احساس کند کسی او را دوست دارد و عاشق اوست اعتماد به نفسش بالا می رود و احساساتش مثل امواج اوج می گیرد اما کمی بعد به طور ناگهانی احساسش تغییر کرده و فروکش می کند. سرعت چرخه عاطفی زنان بسیار بیشتر از مردان است.


چگونه از مشاجره بپرهیزیم: مشاجره با بحث فرق دارد. معمولا زن ناراحت هست به صورت نامناسبی ناراحتیش را بیان می کند، مرد فکر می کند قدرش را نمی دانند واکنش نشون می دهد و زن عذر خواهی می کند و ناراحتی اصلا از بین نمی رود. با آرامش دلیل ناراحتی تان را بیان کنید و با آرامش به ناراحتی خانم گوش بدهید.


هفت تفاوت مهم و آشکار بین زن و مرد :


ونوسی ها

1. زنان پیشنهادهای درخواست نشده می دهند
2. زنان به شیوه ونوسی ها حرف می زنند
3. زنان باید یاد بگیرند در صدد اصلاح یا تغییر همسرشان نباشند
4. در ونوس ابراز کمی محبت تغییر زیادی به وجود می آورد
5. در ونوس اگر زن درخواست ابراز محبت کند مرد کار مهمی انجام نداده
6. زن ها برای حل مشکلات فقط در مورد آن صحبت می کنند
7. زنان از اینکه مورد احترام، درک و عشق قرار بگیرند واقعا لذت می برند

 

مریخی ها
1. مردها با ارائه راه حل حرف زنان را قطع می کنند
2. مردها به شیوه ی مریخی ها حرف می زنند
3. مردها باید اهمیت گوش دادن را بیاموزند
4. در مریخ ابراز عشق کولاک می کند
5. مردها بر این باورند که اگر زنان چیزی درخواست نمی کنند حتما چیزهایی که مرد ارائه می دهد کافی است
6. مردها برای حل مشکلات خود سکوت می کنند و در خود فرو می روند
7.مردها از اینکه مورد پذیرش، تحسین و اعتماد قرار بگیرند واقعا لذت می برند


چگونه چیزی را درخواست کنیم و پاسخ بگیریم:
چیزی را بخواهیم که تا بحال از همسرمان خواسته ایم؛ توقعات بی جا و غیر ممکن نداشته باشیم حتی برای امتحان.
در وقت مناسب بخواهیم؛ با شناختی که از همسرتان دارید درخواستهایتا ن را در زمان های مناسب مطرح کنید.
رفتار و لحنتان آمرانه و توقعی نباشد؛ خواهش و درخواست با دستور فرق می کند
خلاصه بگویید؛ احتیاجی نیست که دلایل و مثالهای گوناگون بیاورید که به او بفهمانید این کار را باید انجام دهد این کار شما باعث می شود او احساس کند شما فکر می کنید او نمی تواند خواسته شما را برآورده کند.
رک و صریح بگویید و از کلمات مناسب استفاده کنید؛ سخنانتان کنایه ای نباشد و تا جایی که می توانید از کلماتی مثل لطفا...استفاده کنید
 

 

جان گری در پایان کتابش یک تذکر جدی می دهد: حتی اگر تمام مطالب کتاب را فراموش کردید،همین قدر یادتان باشد که زن ومرد با هم تفاوت دارند،این به شما کمک میکند که دوست داشتنی تر به نظر بیایید.شما راه زیادی در پیش دارید که باید بروید وزندگیتان را سرشار از عشق و محبت سازید در این راه هیچ گاه ازیاد نبرید که مردها از مریخ وزنها از ونوس آمده اند.از اینکه به من این فرصت را دادید تا در زندگی شما تغییر مثبتی به وجود آورم،بسیار سپاس گزارم به امید روزی که مرگ هم حریف عشق نشود.

 

کتاب با قیمت 7500 تومان روانه بازار نشر شده است.

[ ۱۳٩٠/۱٢/٥ ] [ ۸:٤٠ ‎ب.ظ ] [ ] [ نظرات () ]

پیامک زد شبی لیلی به مجنون
که هر وقت آمدی از خانه بیرون

بیاور مدرک تحصیلی ات را
گواهی نامه ی پی اچ دی ات را

پدر باید ببیند دکترایت
زمانه بد شده جانم فدایت

دعا کن …

دعا کن مدرکت جعلی نباشد
زدانشگاه هاوایی نباشد

وگرنه وای بر احوالت ای مرد
که بابایم بگیرد حالت ای مرد

چو مجنون این پیامک خواند وارفت
به سوی دشت و صحرا کله پا رفت

اس ام اس زد ز آنجا سوی لیلی
که می خواهم تورا قد تریلی

دلم در دام عشقت بی قرار است
ولیکن مدرکم بی اعتبار است

شده از فاکسفورد این دکترا فاکس
مقصر است در این ماجرا فاکس

چه سنگین است بار این جدایی
امان از دست این مدرک گرایی

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ ] [ ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ] [ ] [ نظرات () ]

دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و ۲۰ قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن.
پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.»
پیرمرد دوم: «اِ… چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا… اسم رستوران چی بود؟»
پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره ای هست، پرهای بزرگ و خوشگلی داره، خشکش می کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه می دارن، اسمش چیه؟»
پیرمرد دوم: «پروانه؟»
پیرمرد اول: «آره!» بعد با فریاد رو به پیرزنها: «پروانه! پروانه! اون رستورانی که دیروز رفتیم اسمش چی بود؟!!!»

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ ] [ ٩:٥۸ ‎ب.ظ ] [ ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ جالب خوش آمدید اینجا یکی از وبلاگهای گردان سایبری عمار است. و اما وبلاگ جالب تنها وبلاگ روحیه دهنده این گردان می باشد و صرفا جهت طنز است. نه خدایی نکرده قصد و غرض خاصی داشته باشد. آدرس گردان سایبری عمار: www.GSAMMAR.com
نويسندگان
موضوعات وب
امکانات وب